|
|
|
|
|
صدای زوزه می آید
سگی در گوشه ی دیوار خانه توله آوردست
زهر سو باد سوزان می وزد ای وای
که شاید توله ها را مرگ نزدیک است
صدای توله ها در کوچه می پیچد
و من خوابم نخواهد برد
چه فرقی می کند تو خواب و من بیدار
ز هر سو برف می آید
ز هر سو باد می آید
کسی از جای گرمش جُم نخواهد خورد.
هوا آبستن بغضی فرو خفته است
صدای زوزه ها آرام
صدای زوزه ها خاموش می گردد
و من گریان نمی دانم
که فردا باز
صدای توله ها در کوچه می پیچد؟
که فردا باز
سگی در راه
به لقمه نان خشکی پای من لیسد؟
و یا در سوز سرما توله سگها گشنگی تا صبح می میرند.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 9:28 توسط شهرام معقول
|
|
||