تبليغاتX
شهرام معقول - دو شعر
 

سلام دوستان، هر چند که کمی  زود است ولی پیشاپیش نوروزتان  مبارک، این آخرین پست امسالم است و نمی خواستم این گونه تمامش کنم،  ولی نشد که نشد. به هر حال به شیرینی گل خنده های بهاریتان بر من ببخشایید.

 ۱)

نگاه پرنده

 

بر وسعت زمین

 

مسدود می شود

 

و خطوطی کشیده و بلند

 

شبیه لباس من

 

در مقابلت قد می کشند

 

نگاه هیچ کس

 

دزدانه حتی

 

بازگشتنت را نمی پاید

 

و بهار

 

در دستانت عرق می کند.

 

 

 

۲)

 

 

آه، ای کور سوی مانده؛ بر مسیر باد

 

با زانوان لرزان

 

رفتن هنوز

 

بهتر است از ماندن

 

آنجا که دیگی جوشان

 

از هیچ باشی

 

تا گرسنگان

 

با دلی سیر از تو

 

به خواب روند

 

آری اگر نبود سرابت

 

بس سالها آدمیان را

 

باید فسیل شده

 

کنارِ، دایناسورها، می چیدند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 22:45  توسط شهرام معقول  |