|
|
|
|
|
شب معراج شقایق به تمنای وصال بوسه زد بر لب دریا غنچه در خواب و خیال بوی گیسوی تو پیچیده در عالم ز ازل کفتر دل به هوایت بگرفته پر و بال چشمه مهر تو جوشید و شکفت غنچه گل آدم از خاک بر آمد رهنمون شد به کمال بارش مهر تو بگرفت وجهان غرق سرور عطر گل،نغمه بلبل، رقص زیبای غزال سرخ شد صورت لاله ز خم زلف کجت حسن یوسف ز تو در آینه این دیده جمال نخل دل بال گشوده به دعا در همه عمر بخشش توست که دنیا شده بخشنده خصال عاشقی رسم تو بودست و کریمی و رحیم هر که دل در گروت داشت ندیدست ملال |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 10:43 توسط شهرام معقول
|
|
||